البته دور از جون همه مردايى كه اين پست رو مى خونن .
مردانگى خودم رو عرض مى كنم .
يادم نمياد تو زندگيم چيزى مرز پر رنگ ميان زنان و مردان رو برام پاك كرده باشه يا حتى اونو كم رنگ كرده باشه .اين در حاليه كه به تمام حق طلبى هاى مدرن زنانه پايبندم و براش حاضرم هزينه بپردازم .
وقتى توى ميدون هفت تير اون زمانى كه نفس از كسى در نمى اومد ، اونا اومدن حرفاشون رو زدن .
اون روز من مثل يه مرد كنارشون كتك خوردم و به خودم افتخار كردم .
هر بار كه دم از مظلوميتشون در مقابل مردا مى زنن من مثل يه مرد قبول مى كنم هرچند كه به طعنه من رو هم با اون ظالما جمع مى بندن .
پاى احساسات كه وسط مياد آدم رو مجبور مى كنن ازشون حمايت كنى ، پشتيبانى كنى ، محكم باشى و من مثل يه مرد قبول مى كنم .
راستش هر چنتاى ديگه از اين مثالا كه بخوام مى تونم بزنم اما همه اينا اشكال كلاسيك رابطه مردان و زنانه . درست يا غلط و من اينا رو جهت ارادتم نسبت به جماعت بانوان ابراز كردم تا اينكه . . .
همه چى به نظر خوب مياد . همه چى ظاهرش درسته
نصف شبا توى خلوت تنهايى ميام پاى اين لعنتى و به عنوان كارى كه دلم براش قيلى ويلى ميره شروع مى كنم به خوندن ... كه نه شروع ميشه به فرو رفتن توى آدما . تماشاى چيزى به نام زندگى كه جاى ديگه ممكن نيست .
روزمره هاى جماعت خودمان ، ما مردان رو عرض مي كنم ، حقيقتش تفاوت چندانى نداره . انواع و اقسام داره ولى سروته يه كرباسه . اگه تجربه خودت نباشه حتما تو يه گپ مردونه ازش با اطلاع شدى .
خوب مى ماند زنانه ها ، كه دمار از روزگار من يكى كه در آورده !
دير يا زود مي خورى به پست يكى از اين بانوان فردايى كه حسرت زن بودن رو به دل آدم ميگذاره .
تازه مى فهمى" مى خوام روى پاى خودم وايسم" براى يه بانوى ايرانى چه حماسه اى هر روزش .
تازه مى فهمى شنيدن صداى بلند آقاى رئيس روى اونا يه تاثير ديگه داره اما اونا نشونش نمى دن . تازه مى فهمى پا به پاى مردا اومدن با كفشاى پاشنه بلند چه كار ترسناكيه . تازه مى فهمى برابر مرد بودن تو جامعه اى كه تنظيم شده براى رفاه مردا چه خواسته تلخيه . تازه مى فهمى برپا كردن يه مهمونى دونفره رمانتيك شبونه در خونه اى كه به يه زن اجاره داده شده براى ميزبان چه دلهره هايى داره . تازه مى فهمى دو سه روز قبل از پريود چى مى كشن و به روى خودشون نمى آرن . . .
از اينا مهمتر مى فهمى پشت نگاه قشنگ و دلربا و سكسيشون نگاه عميقترى به دنيا دارن
پشت ايستادن جلوى آينه و استفاده از ابزارهاى پيچيده خود زيبا سازى چه فلسفه هايى غير قابل انكار و غير قابل تحقيرى وجود داره
حس قشنگ دوست داشتن اون مانتو سفيده رو درك مى كنى .
دليل بزرگ حرف زدن پشت سر ديگرى رو مى فهمى .
و مى فهمى انقدر دوستمون داشتن كه گذاشتن ما رئيس باشيم در حالى كه ما حقمون نبود
با افتخاركم مى آرم و باز بلاگهاى زنونه مى خونم و توى حسرت اين زنانگى خودمو گم مى كنم